العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

408

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

ايمانست ، ايمان ثابت نمىباشد مگر به عمل . 5 - جميل بن دراج گويد : از امام صادق عليه السّلام از ايمان پرسيدم فرمود : گواهى دادن بر وحدانيت خدا و رسالت محمد صلّى اللَّه عليه و إله ، مگر اين عمل نيست گفت چرا گفتم پس عمل از ايمان است ، فرمود : ايمان بدون عمل ثبات ندارد و عمل از ايمان مىباشد . 6 - ابو عمرو زبيرى گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم اى عالم بفرمائيد كدام يك از اعمال در نزد خداوند بهترند ، فرمود : آن عملى كه خداوند جز آن چيزى را قبول نمىكند ، گفتم : آن چيست فرمود ايمان به خداوند يگانه كه بالاترين و شريفترين و عالىترين چيز است ، گفتم : بفرمائيد ايمان تنها گفتار است ، و يا گفتار و كردار با هم . امام عليه السّلام فرمود : ايمان همه‌اش عمل است ، و اظهار زبانى جزئى از ايمان مىباشد كه خداوند آن را در كتاب خود بيان كرده است ، نورش روشن ، و برهانش ثابت مىباشد ، كتاب به آن ايمان گواهى مىدهد و او را به طرف خود مىكشاند . راوى گويد : عرض كردم ايمان را براى من تعريف كنيد تا خوب آن را دريابم ، فرمود : ايمان حالات و درجات مختلفى دارد و با هم در يك حال نيستند ، آنها از نظر مقام و مرتبه متفاوت مىباشند ، بعضى از ايمان‌ها تمام و در حد كمال هستند ، و پاره‌اى در عين نقصان مىباشند ، و بعضى هم متوسط هستند . گويد : عرض كردم : ايمان هم در حد كمال است و هم نقصان پذير مىباشد و هم در حال تزايد ، فرمود : آرى گفتم چگونه است ، امام عليه السّلام فرمود : خداوند متعال ايمان را بر جوارح فرزندان آدم واجب گردانيد و آن را بر اعضاء تقسيم فرمود : و براى هر يك سهمى معين كرد . هر يك از وظائف آدميان را به يكى از جوارح اختصاص داده ، و هر عضوى تكليف مخصوصى دارد كه عضو ديگرش به آن مكلف نيست ، يكى از آن جوارح قلب است كه بوسيله آن مىفهمد و درك مىكند ، بدىها و نيكها را از هم تميز مىدهد و خير و شرش را در مىيابد .